احتکار است یا انبار؟                          

به نظر می‌رسد اشکالی نداشته باشد همانگونه که دانش‌بنیان‌ها روزبه‌روز پیشرفت کرده و با شیوه‌های نوین به رفع مشکلات جامعه و آسان کردن روال زندگی می‌پردازند

 احتکار است یا انبار؟                          

اصفهان امروز - حسن روانشید

به نظر می‌رسد اشکالی نداشته باشد همانگونه که دانش‌بنیان‌ها روزبه‌روز پیشرفت کرده و با شیوه‌های نوین به رفع مشکلات جامعه و آسان کردن روال زندگی می‌پردازند، بخش‌های دیگر منفی گرا نیز بتوانند به‌روز باشند و به‌مرورزمان روش‌های سنتی دست و پاگیر را پیرامون امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی بهداشتی کنار بگذارند. همانگونه که شاهدیم این روزها کمتر کسی از دیوار حریم دیگران بالا می‌رود و هکرها از طریق سرقت‌های اینترنتی حساب‌های بانکی، یک‌شبه ره صدساله ثروتمند شدن را طی می‌کنند و برخی در شبکه‌های اجتماعی به آموزش رایگان انواع تخلفات می‌پردازند و سنت و فرهنگ به‌جامانده از نیاکان جایش را با زندگی لاکچری عوض می‌کند و سالن‌های آرایش و باشگاه‌های بدنسازی به مراکز بهداشتی و زیبایی تبدیل می‌شوند تا انواع جراحی‌های نادر پزشکی در آنجا اتفاق بیفتد! همه این‌ها را می‌توان به‌گونه‌ای پسرفت نامید زیرا مبحث آموزش فرهنگ زندگی کردن سالم همچنان ضعیف است. شاهد این گفته‌ها اتفاقات ناباورانه‌ای است که در اطرافمان می‌افتد و آنقدر گسترده است که بلافاصله به بوته فراموشی می‌رود و پدیده تازه‌ای جای آن رامی گیرد. خواندیم و شنیدیم که پس از حذف ارزش ۴۲۰۰ تومانی از تأمین اقلام یارانه، بلافاصله بازار از اجناس فاسد نشدنی همچون روغن خوراکی تخلیه ‌شده تا به انبارها رفته و برچسب قیمت آن‌ها عوض شود و پس از چندی که آب‌ها از آسیاب افتاد راهی قفسه فروشگاه‌ها گردد و یا میلیون‌ها تن نهاده‌های دامی، کودهای شیمیایی، بذرها و دیگر اقلام ضروری با پرداخت حقوق گمرک‌ها ترخیص نشدند و در انبارها ماندند تا ترقی کنند و یا آرد تولیدی کارخانه‌ها به مکان‌های دور از دسترس حمل شدند که پس‌ازآن با قیمت‌های جدید تحویل واحدهای تولیدی فاقد سهمیه بشود و یا رول‌های کاغذ که معلوم نبود مالکیت دولتی دارند یا خصوصی در گوشه و کنار کشور و بخصوص در امن‌ترین مکان‌ها احتکار یعنی انبار گمرک‌ها راکد ماند و ترخیص نشد زیرا فاسدشدنی نبود و هرچه بیشتر می‌ماند گران‌تر می‌شد تا خریدار برای به دست آوردن آن سر و دست بشکند! پا را فراتر نمی‌گذاریم و کاری به انبارهای دولتی و شبه‌دولتی در صنایع فولاد و آلومینیوم و مس نداریم که چه میزان محصولات ساخته‌شده را در قرنطینه نگه داشتند تا ترقی کند زیرا آن‌ها هم معتقدند که اصولا انبارهایشان را به همین منظور احداث کرده‌اند. در این میان مهم اینست که قبل از هر چیز باید فرهنگ را متعالی کرد تا اقتصاد به‌واسطه آن پویا شود اما تأسف از همین است که چه میزان کتاب‌ها در شمارگان 500 یا حداکثر 1000 جلد منتشر می‌شوند اما درصد بالایی از آن‌ها همچنان در انبارها خاک می‌خورند زیرا جامعه غرق اقتصاد و حاشیه‌های آن برای امرارمعاش و پولدار شدن است و هم به‌ندرت کسی پیدا می‌شود که فرصت مطالعه داشته باشد تا نگرانی ناشران با جهشی صوری در بازار رفع می‌شود و کاغذ بندی 15 هزار تومان را که چند سال پیش صرف نشر کرده بودند و در انبارها خاک می‌خورده حالا به‌صورت کیلویی برای خمیر شدن بفروشند و چند برابر آنچه از نشر انتظار داشتند سود ببرند! که به همین دلیل می‌توان رکود و انبار کردن را هم نوعی احتکار موفق دانست تا همه اقلام را شامل شود. مدیرکل عرضه و نمایش فیلم‌های سینمایی می‌گوید: «گروه هنر و تجربه نیز قرار است به سهم خود نقشی در کاهش فهرست بلند فیلم‌های در انتظار اکران داشته باشد. این گروه بنا به ماهیتی که برای آن تعریف‌شده دخالتی در اکران فیلم‌های صرفا تجاری ندارد. سینمای بدنه یا همان سینمای تجاری تنها بخشی از مجموعه تولیدات سینما را به خود اختصاص می‌دهد، ولی ازآنجایی‌که این‌گونه آثار با نگاه سودآوری تولید می‌شوند و فضای تبلیغاتی را با خود همراه می‌کنند، بیشتر به چشم می‌آیند. هنر و تجربه گروهی بود که در سازمان سینمایی دولت قبل به آن تشکیلات و بودجه مستقل اختصاص داده شده بود، اما سازمان سینمایی دولت سیزدهم به‌درستی تصمیم گرفت تا دست به کوچک‌سازی این گروه بزند تا نوع خاصی از سینمای روشنفکری رونق پیدا نکند و سیلی از فیلم‌ها پشت اکران متوقف نمانند. البته عده‌ای هنر و تجربه را ظرفیتی برای سینمای غیر‌تجاری قلمداد می‌کردند، به عبارت بهتر فیلم‌هایی که قابلیت اکران تجاری ندارند و پخش‌کننده‌های سینمای بدنه تمایلی به پذیرش آن‌ها ندارند، برای دیده شدن راه سینمای هنر و تجربه را در پیش می‌گیرند. این اکران رقابتی با اکران تجاری ندارد و نمایش این فیلم‌ها هم مبنای اقتصادی نخواهد داشت. این فیلم‌ها به‌واسطه نگاه فیلمساز به مقوله سینمای هنری، مخاطبان خاص خود را دارند، ولی درعین‌حال مخاطب عام سینما را جذب نخواهند کرد. مخاطب سینمای هنری می‌توانند با مراجعه به گروه سینمایی هنر و تجربه از فیلم‌هایی این گروه حمایت کنند، اما با توجه به وضعیت بغرنج سینما و تجربه شکست‌خورده این گروه به نظر می‌رسد این جنس از سینما راه سختی برای توفیق در پیش داشته باشد.» و شما در ادامه به‌جای حل مشکل صورت‌مسئله را پاک کردید و این مسیر را با بن‌بست عدم‌حمایت از صدها مستندساز بیکار و وامانده و سرگردان سد کردید تا فیلم‌هایشان به انبارهای احتکار رفته و دری دیگر از مسیرهای فرهنگ‌سازی بسته شود درحالی‌که بخش زیادی از ساخته‌های تجاری موجود پر از محتوا و قالب‌های ضعیف و غیر اثرگذار است. بد نیست متولیان اینگونه نهادهای فرهنگی هر چند وقت یکبار دستاوردهای خود را با اهداف تعیین شده مقایسه نمایند تا بهتر بتوانند بین کارنامه و برنامه خود قضاوت کنند.
ادامه دارد

ارسال نظر